تبلیغات
پایگاه مقاومت بسیج دانش آموزی - تاریخچه قاینات(پایتخت زعفران جهان)

پایگاه مقاومت بسیج دانش آموزی

 

  تاریخ قاین (پایتخت زعفران جهان) 

   قاینات یكی از اولین مناطق زیستگاه بشری به شمار می آید و به جرات می توان آنرا موزه سیر تاریخ خراسان جنوبی نامید چرا كه سپیده دم تاریخ از این خطه از غار خونیك در سی هزار سال قبل با زندگی انسانهای پارینه سنگی آغاز شد آقای لباف خانیكی معاونت پژوهشی میراث فرهنگی خراسان در كتاب سیمای میراث فرهنگی خراسان چنین می نویسد. غار لكی اسییور خونیك در سال 1985 میلادی توسط پرفسور كارلتون استانلی كوون آمریكایی مورد بررسی قرار گرفت وی از بقایای اسكلت انسانهای پیش از تاریخ و آثار سفالی آن به این نتیجه رسید كه این قار از نقاط مهم دوران پارینه سنگی است و در 30000 سال قبل انسانهای نتاندرتال در آن سكونت داشته اند بدین جهت جایگاه منحصر به فردی در خراسان است كه احتمالا بر اثر ززله ای داخل غار ریزش نموده و باعث گشته و مجروح شدن ساكنین داخل آن گردید.
تقریبا در تمامی كتب جغرافیا و بیشتر كتب تاریخ به جا مانده از قرون نخستین دوره اسلامی از كاین ( قاین ) و قهستان به عظمت یاد شده و قایل قبل از اسلام با نام كاین شهری مهم بوده است .

 


 قاین قبل از اسلام



اولین باری كه از قهستان بعنوان یك ایالت یاد می شود دوره فرمانروایی پنجمین پادشاه پیشدادیان است پیشدادیان اولین گروه پادشاهان كره زمین بودند كه مورخین تعدادشان را ده نفر دانسته اند.
عهد كیانیان : وقتی كیخسرو آخرین پادشاه كیانیان بر توران پیروز شد قهستان را به گودرز داد انتخاب گودرز به فرمانروایی قهستان به دلیل وابستگی وی با خاندان  قارنیان قاینات بود
دوره هخامنشیان : برخی مستشرقین از جمله دكتر بلو قلعه كوه قاین  را شهر آرتا گونا یا همان كاخ تابستانی سلاطین ایران دانسته اند كه هنوز آثارش موجود است .
سال 77 میلادی : به موجب سند تاریخی كه در جمادی الثانی 985 هجری كه در آن راجع به قنات فرخ آباد نوشته شده قبل از این تاریخ به هزار و پانصد سال قبل قنات فرخ آباد بلده قاین جاری شده و هشت هزار سری آبادان در بلده و چهار طاحوه بر آن قنات مذكور دایر بوده است .
دوره سلوكیان : در عصر داریوش سوم (( 328 قبل از میلاد )) حدود 13 هزار نفر از مدافعان شهر قاین به فرماندهی ساتی برزن در مقابل لشكر انبوه اسكندر ایستادگی كردند اسكندر پس از پایان ماجرای ساتی برزن از راه زیركوه و افین و درخش به طبس مسینا رفت و از آنجا به زابلستان حمله كرد تاریخ ده هزار ساله ایران می نویسدقهستان طی سالهای 330 تا 323 پیش از میلاد به مدت 7 سال زیر نظر شخص اسكندر و به فرماندهی یكی از بستگانش بنام ابطحش رومی حاكم قاین اداره می شد وی در قاین به قتل رسید.
دوره اشكانیان : با كشته شدن ابطحش در قاین ، انقلاب بر علیه سلوكیان توسط اشك بن دارا در قاین آغاز شد و پس از آن سایر شهرهای قهستان از حكومت سلوكی ها خارج شوند كه این موضوع بیانگر عمران و آبادی شهر قاین در آن زمان است .
دوره ساسانیان : در تقسیمات دوره ساسانیان قهستان جزوپادكس نیمه مستقل خراسان بوده است ولایت قهستان در دوره پارتها جزء سرزمین مرد خیزخراسان بزرگ بود سوفرای قارنی از سپهبدان زمان پادشاهی قباد بر سر تا سر قهستان تا سیستان فرمانروائی داشته است .

 تاریخ قاینات بعد از اسلام

در مورد فتح قهستان و قاین مورخین عرب و ایرانی به اختلاف سخن گفته اند به چند مورد آن اشاره می شود 1- نشریه فرهنگ شماره 6 در بهار 1369 به قلم دكتر راشد محصل بیرجندی می نویسد. در زمان عهد خلیفه دوم وقتی مسلمانان وارد ایران شدند احنف بن قیس به خراسان شتافت و از راه طبس به قهستان آمد 2- تاریخ طبری در فتح قاین می نویسد در زمان خلیفه دوم پس از فرار یزد جرد به مرواحنف بن قیس راه خراسان گرفت و از اصفهان به طبس سر درآورد و حدود طبس و قاین و كوهستان را به زیریی سپرد و هرات را بدون جنگ تصرف كرد.
سده اول را باید دوران مقاومت و قیام در قاین و قهستان دانست .
سال 140 هجری : ابو مغیره خالد بن كثیر والی قاین بود و بعد ها به جرم طرفداری از علویان توسط عبدالجبار والی جنایتكار خراسان كشته شد.
طی قرن دوم هجری : قهستان چندی مستقل و گاهی تابع خراسان به مركزیت نیشابور بود.
سال 199 هجری : در ایام خلافت مامون ایالت قهستان توسط ابن ترسل بعنوان والی قاین از سوی ماموران خلیفه عباسی در قاین اقامت گزید و به حمومت قهستان منصوب شد.
سال 202 هجری : امام جواد (ع) از طریق قهستان به خراسان آمد و در سال 203 معتصم عباسی حاكم قاین بود.
سال 218 هجری : عبدالوهاب ثقفی به عنوان والی قهستان از سوی عبدالله بن طاهر استاندار خراسان انتخاب شد وی تا سال 241 هجری در قاین بود.
سال 255 هجری :‌ یعقوب لیث صفاری قهستان را تسخیر نمود و محمد بن زید را والی قهستان قرار داد.
سال 289 هجری : دومین حاكم صفاری به نام عمروبن لیث به قتل رسید و قاین زیر نظر سلاطین سامانی وبه فرمانروایی خاندان سیمجور اداره می گردید.
سال 310-301هجری , ابو عمران دواتی كه والی سیستان بود قاین رانیز به تصرف خویش درآورد.
قرن چهارم : در اواخر قرن چهارم ابن حوقل در اكثر سرزمینهای اسلامی  به سیرو سیاحت پرداخته و راجع به قهستان و قاین چنین می نویسد.
قهستان ناحیه ای است در بیابان فارس و شهری بدین نام ندارد قصبه آن قاین و شهرهای آن ینابذ وطبس كه معروف به كری است در سراسر قهستان رودخانه نیست  و آب آن از قنات و چاه است اما قاین وسعت آن به اندازه سرخس و بناهای آن از گل و دارای قهندژ است كه خندقی در پیرامون دارد وآب از قنات است در رابطه با زیركوه چنین آمده :
338 هجری : در جنوب زوزن خواف و در خاور قاین ولایت وسیع زیركوه قرار دارد موجود اسامی فاسی سده بر اماكن این منطقه مانند مهرك و شاهرخت و اسپیدان بر پیشینه این ناحیه در قبل از اسلام گواهی می دهد.
قدیمی ترین اثری كه از دوره اسلامی در این ولایت بدست آمده سنگ لوحی با خط كوفی بوده كه در بقعه چهار گنبد امین پیدا شده است .
سال 378 هجری : مظفر ابو علی دوم فرمانروای قهستان شد.
سال 446 هجری :‌ امیر یاقوتی برادر زاده سلطان طغرل به امارت قاین و قهستان آمد.

قرن پنجم اسماعیلیان در صحنه سیاست قهستان : می توان آغاز حكومت اسماعیلیان را به استناد مورخان در سال 484 هجری قمری دانست كه حسین قاینی مغر متفكر حسن صباح پس از گشودن قلعه الموت و تصرف آن برای دعوت قهستان به دستور حسن صباح وارد این منطقه شد قلاع درح مومن آباد و آرتا گوانای قاین را به همان سبك تصرف الموت تسخیر نمود
سال 547 هجری :‌ وقتی بهرام شاه غزنوی شهرت شیخ ابو المفاخر قاینی را شنید وی را به غزنین احضار و استقبال زیادی از او به عمل آمد و به مدت 29 سال نخست وزیر بود و خدمات شایانی انجام داد
در سال 549 :‌ سپاه اسماعیلیان قهستان كه به هفت هزار می رسیدند برای تسخیر تمامی قهستان به راه افتادند امیر فرخ شاه به اسماعیلیان حمله ور شد و آنان را قلع و قمع نمود.
سال 596: اسماعیلیان قهستانیان وزیر سلطان تكش خوارزمشاهی را ترور كردند.
سال 597: شهاب الدین غوری با برادرش غیاث الدین به قهستان حمله كردند و شهر قاین را در محاصره گرفتند.
در زمان سلطان ملك شاه سلجوقی سه مركز قشون وجود داشت یكی در نیشابور دیگری در گناباد و سومی در قاین .
سال 622 هجری : محتشم شمس الدین وپس از وی محتشم ناصر الدین و ابو الفداء زمام قهستان را در دست گرفتند.
سال 672 هجری‌: وقتی ركن الدین لشكر مغول را دید بناچار از در صلح درآمد و مغول ها منوط به اینكه تمام قلاع قهستان را خود افراد خراب كنند از كشتار مردم امتناع خواهند كرد و اسماعیلیان بناچار خود قلاع خویش را تخریب كردند و سرانجام دولت اسماعیلیان توسط مغولها درهم شكسته شد.
سال 694 هجری :‌ ماركوپولو از ایالت قهستان به نام تونو كاین ( تون و قاین ) یاد می كند.
عمر تیموریان سال 773 هجری : امیر تیمور به قاین لشكر كشی نمود ولی با درایت حاكم آن وی بدون خونریزی از قاین گذشت قهستان از زمان آمدن تیمور به قایت تا 907 كه ظهور صفویان است حكومتش در دست خانواده تیمور بود.
قرن هشتم : سید محمد نور بخش زادگاهش قاین بود و در هفت سالگی قرآن را حفظ نمود در ترویج تشیع سالها همت نمود هم اكنون آرامگاهش در سولقان زیارتگاه عاشقان وی می باشد.
سال 855 هجری : مولانا احمد یساوی حاكم قهستان شد.
سال 874 هجری : امیر شیخ زاهد ظاهری از طرف سلطان حسین بایقرا به فرمانروایی قهستان امیر قاین شد.
سال 895 هجری : محمد معصوم میرزا كه با دختر الغ بیك میرزا ازدواج كرده بود مدتی در قاین بسر برد وی سرانجام در همین شهر مرد.
عهد سلاطین صفویه : قهستان به رفاهیت و آسایش گذرانیده و پیوسته امرای این خطه منظور نظر عنایت سلطانی بود.
سال 919 هجری‌: امیر خان موصلو به عنوان فرماندار و حاكم قاین از سوی شاه اسماعیل صفوی تعیین شد.
سال 1157 هجری : امیر علم خان خزیمه پسر اسماعیل خان جانشین پدر شد كه همواره به عقل و كیاست اشتهار داشت و همواره در ركاب نادرشاه بود در این زمان وقتی محمد علیخان قراقلو فرمانده كل قوای نادر در خراسان بر علیه نادر علم طغیان بر افراشته بود وی را دستگیر نمود
سال 1213 هجری : امیر علم خان دوم بعنوان پنجمین امیر خاندان خزیمه حكومت قاینات رابر عهده گرفت .
سال 1247 هجری :‌ امیر اسداله خان فرزند امیر علم خان بعنوان ششمین امیر خاندان خزیمه حسام الدوله جانشین پدر شد وی در سال 1249 در اردوكشی محمد میرزا به هرات حضور داشت در سال 1253 و 1254 به همراه محمد شاه قاجار در محاصره هرات در اردو ی ایران بود در سال 1277 وی در ازای  دفع تركمانان متجاوز به محدوده قاینات از شاه خلعت دریافت كرد و به درجه سرهنگی ارتقاء‌یافت .
سال 1284هجری‌: امیر علم خان حشمت الملك بعنوان امیر خاندان خزیمه به حكومت قاینات رسید وی از طرف ناصرالدین شاه به لقب حشمت الملك مفتخر گردید و در سال 1309 به منصب امیر تومان ارتقاء یافت در سال 1322 هجری امیر محمد ابراهیم خان شوكت الملك بعنوان دهمین امیر خاندان خزیمه حكومت قاینات را در دست گرفت.
با اوجگیری انقلاب اسلامی قاین از شهرهای پیشگام در مبارزات بود كه دو روز بعد از راهپیمایی عاشورای 1357 تعداد 5 نفر از اولین شهدای خویش را تقدیم انقلاب نمود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم قاینات با حضور یكپارچه در تمامی صحنه ها با اهداء بیش از 400 شهید ، 1893 جانباز 60 آزاده و5400 رزمنده حضوری فعال داشته اند.

اماکن تاریخی قاینات

مسجد جامع     

 

این مسجد بنایی است بسیار قدیمی و درنهایت شکوه و جلال که علاوه بر روحانیت معنوی دارای ظاهری دلچسب و فرح انگیز است.امروز با گذشت 1100سال همچنان این بنا بلندترین عمارت قاین می باشد.
درمورد بنای اولیه آن اختلاف نظر وجود دارد .استقرار یکی از پایه های مسجد بر روی آتشکده ساسانیان گویای تاریخ کهن آن است.اغلب مورخان وجهانگردان در بیان و معرفی شهر قاین به مسجدجامع صراحتا اشاراتی داشته اند.صوره الارض ابن حوقل (331ه ق)می نوسید:
قاین وسعت آن چند سرخس است و بناهای آن از گل ودارای قهندژ(کهندژ)است که خندقی درپیرامون دارد و مسجد جامع و دارالاماره در قهندژاست.
قاین شهری بزرگ و حصین است گرد شهر خندقی دارد و مسجد آدینه به شهر اندر است و آنجا که مقصوره است تاقی عظیم و بزرگ چنانکه در خراسان از آن بزرگتر ندیدیم و آن تاق نه در خور مسجداست و عمارت همه شهر به گنبد است .
از آنجایی که اصطخری مسجد جامع را در قهندژ(ارگ)قاین و در کنار دارالاماره دانسته در حالی که صد سال بعد ناصر خسرو و مسجد را در قسمت اماکن عمومی شهر توصیف می کند.احتمال دارد مسجد کنار دارالاماره در طی صد سال بر اثر زلزله ویران شده و مسجد جامع بعدی بر جای نیایشگاه ساسانی ساخته شده باشد.
از کتیبه های متعدد مسجد جامع می توان نتیجه گرفت که این بنا بارها بر اثر زلزله صدمه کلی دیده و مرمت شده است .
در یکی از کتیبه های ایوان بسال 796هجری قمری نوشته شده :این بنا به فرمان جمشید قارن از خاندان معروف قارن که در دوره امیر تیمور جهانگشا حاکم قاین و مدتی حاکم ساری و دامغان بود تعمیر ومرمت شد.
لوحه ای به خط رقاع در داخل رواق پنجم درضلع شمالی حیاط مسجد می باشد و تاریخ آن اول رجب سال 921است.مضمون کلی آن مربوط به زمان فرمانروایی امیر سلطانی است که در (919-921)هجری از سوی شاه اسماعیل صفوی در قاین به این مقام منصوب شد.
سنگ لوحی در سمت راست ورودی ایوان مسجد به ابعاد 120*50سانتی متر و با خط بسیار زیبای رقاع که شاه سلیمان صفوی امر به بازسازی مسجد داد بتاریخ 1080هجری قمری کرده است.
در کاوشهای شبستان شمالی به سال 1354ستونهای سنگی با درازاوپهنای یک متر در یک متر از سنگ و لاشه وملات وساروج کشف شده که پایه های کنونی بر روی آنها بنا گردیده وجود یک ستون چهار قلو در شبستان مشابه ستونهای مسجد جامع اصفهانی قدمتی از دوره سلجوقی را نشان می دهد که احتمالا دردوره تیموری تجدید بنا گردیده گمانه زنی در این محل به عمق 60سانتی متر وکشف قطعاتی از آجرو سفالهای سلجوقی نشان داد که مسجد در یک زلزله شدید خراب گردیده است .
بسیاری معتقدند از قلعه کوه تا دژ مرکزی شهر ومسجد جامع یک تونل زیر زمینی وجود داشته و مورد استفاده بوده.احتمال دارد این معبر با مسیر کاریز جعفر آباد یکی باشد که در نزدیکی قلعه کوه معبرش مجزا می گردد.اگر کاوشهای باستان شناسی انجام شود شاید بتوان بسیاری از شگفتی ها را شناسایی و معرفی نمود.
مسجد جامع دارای دومحراب است گرچه این مسجد جزو قدیم ترین مساجد ایرانی می باشد ولی محرابهای آن ربطی به تغییر قبله ازمسجد الاقصی به مکه ندارد احتمالا یا ناشی از اختلاف اهل سنت و تشیع در محاسبات قبله یابی بوده یا محراب انتهایی ایوان یک نیایشگاه باشد.
مسجد جامع قاین 2470متر مربع وسعت داشته که 1050متر مربع آن زیر بنای ایوان.شبستانها و حجره ها و1200متر مربع عرصه داخلی می باشد.حیاط مسجد محوطه ای به در ازای 33وپهنای 28متر است.در اطراف حیاط حجره هایی به عمق 2 متر قرار دارد از شاهکارهای معماری مسجد ایوان آن است که به طرز با شکوهی به زیبایی مسجد گوهر شاد با ارتفاع 18متر.عرض 11متر وطول 22متر ساخته شده است.قبلا دومناره در دوسمت ایوان به ارتفاع 5متر داشته که باعث زیبایی بیشتر مسجد می شدو تا قبل از ویرانی صدای موذن از آن بلند بود.سقف ایوان 4تاق و 3 گنبد دارد که به طرز زیبایی رنگ آمیزی و تزیین شده ومعرق کاریهایش بسیار ظریف و زیباست نقاشی های ایوان به شیوه اصفهانی بوده و در دوره صفویان انجام شده و درزمانهای بعد روی آنها را رنگ زده اند.
دو شبستان در دو سمت ایوان علاوه بر این که در فصل زمستان استفاده خوبی دارند برای جلوگیری از رانش دیوارهای اطراف ایوان تاثیر بسزایی دارند.
منبر چوبی بزرگ و نفیس مسجد مربوط به سال 1082هجری است که از چوب چنا رتوسط استاد محمد واعظی کاخکی به طرز ماهرانه ای ساخته شده کتیبه آن با خط مسخ بر روی آن منبت کاری است«عمل استاد محمد مقیم بن استادمحمد ولی بن استاد حسن علی کاخکی فی شهور سنه اثنان وثمانون بعدالالف»
در میان صحن مسجد پایابی مسقف جهت دسترسی به آب قنات جعفر آباد و به دستور صفشکن خان همزمان با حکومت شاه سلیمان صفوی احداث شد.این پایاب در 5/5متری عمق زمین دارای 20پله میباشد.کتیبه ای در حجره جنب پایاب جهت اطمینان خاطر به استفاده از آب قنات جعفر آباد در رابطه با وضو چنین نوشته شده:«چون مزرعه جعفرآباد در پی بازار واقع در بلده قاین چندین سال بایر بود در این ولاء اولاد استاد مرحمت پناه مغفوری میرزا عرب قاینی مالکان مزرعه مذکور آب را جاری کردند و شرط کردند که زراعت آنرا در بیرون شهر به جهت نفع خود نکنند و همه ساله آب آن متصل از در مسجد واقع د ربازار می گذشته باشد تا مومنان و مسلمانان که رجوع به مسجد و بازار داشته باشند از آب فایض بوده دعای پادشاه جمجماه ستاره ظل الهی می گفته باشدوثواب آن به روزگار مالکان برسد و خلاف کننده شرط مذکور به لعنت خدا و نفرین رسول گرفتار گردد.سنه 1046هجری قمری»
در میان صحن مسجد جهت تعیین ظهر شرعی قاین ساعت آفتابی توسط استاد توحیدی ساخته شده دو درب مسجدیکی به سوی بازار قدیمی در شرق با دری بزرگ و دیگری به سوی شمال(محل بازار فعلی ) باز میشود.
در سمت راست ورودی ایوان مسجد لوح نسبتا بزرگی بصورت عمودی در بدنه دیوار نصب شده و تاریخ آن محرم الحرام سال 1046هجری قمری است.مفاد کتیبه یک دستور العمل حکومتی درباره مالیات در 24خط می باشد.متن آن چنین است:«فرمان همایون شد آنکه چون پیوسته مکنون خاطر ماثر نواب همایون مانست که در زمان دولت ابد پیوند و عهد خلافت ارجمند آثار اخبارو احسان در میان طوایف انسان منشر گرددو عموم رعایا وکافه برایا ازمراحم بی دریغ خسروانه بهره مند بوده درکمال رفاهیت و آسودگی در دامن امان غنوده به دعا گویی دوام دولت روز و استدامت سلطنت ابد مقرون قیام نماید.بنا بر ترفیه حال رعایا در معامله سجقان ئیل با توجهات ووجوهات جماعت مذکوره ضمن رعایا فتوح ممالک محروسه سوای کاولیان ولولیان وسند ویان مشهور به خطیران و حسن بداللو وبغدادلووتوابع که مقرر است که از عهده مالیه خود بیرون آیند به قید همه ساله به تخفیف و تصدیق مقر فرمودیم وزیروکلانتر وعمال ومستاجر وهمه ساله سرکار قاین حسب المسطور مقرر دانسته از تاریخ مذکور یک دینار تنخواه من الوجوه به علت مالیه و حقوق دیوانی جماعت ضمن رعایا فتوح طلب ننموده مزاحمت نرسانند وجار نموده جمیع مردم را خبر سازند که مطلع گردند که مالیه شاق به تخفیف مقرر شده یک دینار به احدی ندهند و صورت حکم مذکور بر سنگ نقش نموده بر در مسجد وبقاع الخیر که منظور نظر خلایق بوده باشد نصب نمایند وتغییر کننده را مورد سخط و غضب شاهانه شناسند که ثواب آن روزگار فرخنده آثار عاید گردد.
و همه ساله داران ومستاجران وجوه مذکور را به شرح فوق عمل نموده از تاریخ ورود بر وجه اشرف یک دینار به علت مالیه وحقوق دیوانی جماعت ضمن متعلقه به رعیت خانه که به اجاره و همه ساله ایشان مقرر است باز یافت نکرده طلبی ننمایند و ازاجاره وهمه ساله خود برطرف دانند واگر از جماعت کاولیان و غیره که مالیه ایشان به تخفیف متغیر نشده احدی با مردشتبانی و غیره آن که به موجب ضمن به تخفیف مقرر است اشتغال نمایند به علت مالیه وحقوق دیوانی آن امور که به تخفیف مقرر است طلبی نکرده و آنچه به علت وکاولگیری و غیره که به تخفیف مقرر شده متوجه ایشان باشد.موافق حق وحساب باز یافت نمایند.وزارت رفعت پناه عزت ومعالی دستگاه آصفی جلالاخواجه بیگا وزیر خراسان چون مالیه جماعت ذیل رعایای رعیت خانه که به تخفیف مقرر نشده به تخفیف رسیده مشخص نمایند.
جماعت کاولیان و جماعت لولیان و جماعت سندویان مشهور به خطیران و جماعت حسن ابداللو ووجماعت بغداد لو وتوابع که از جمله رعیت خانه الکا مذکورچه مبلغ رسد جماعت ظهر است که به تخفیف مقرر شده و چه مبلغ رسد جماعت فوق است که می باید از عهده مالیه خود بیرون آیند و نسخه منقحه ورسدجمعی که به تخفیف مقرر است درست داشته بدفتر خانه همایون فرستد که مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی بعد از عرض  در دفاتر از این قرار عمل نمایندواگر تا ورود حکم اشرف مستاجر و همه ساله دار بررسد جمعی که به تخفیف مقرر شده در سجقان چیزی گرفته باشد نسخه آنرا به دفتر خانه همایون فرستد که از آن قرار جمع شده همه ساله حساب شود و به آنچه کسر نماید بعد از عرض عوض دهنده همه ساله دارومستاجر وجوه رعیت خانه الکاء مذکور از تاریخ صدور بر آنچه اشرف به شرح عمل نموده به علت رسد جمعی که به تخفیف مقرر شده طلبی ننمایند ورسد جمعی که به تخفیف مقرر نشده بر آنچه وزیر خراسان سازد وتصدیق وزیر گرفته به دیوان آورند .مستوفیان عظام رقم این عطبه در دفاتر خلود ثبت نموده و از شایبه تغییر و تبدیل مصون شناسد و آنچه به علت مالیه رسد جماعتی ظهر جمع باشد از دفتر اخراج نمایند و رسد جمعی که به تخفیف مقرر نشده از قرار آنچه وزیر خراسان مشخص سازد نسخه به دیوان فرستد . بعد از عرض در دفاتر عمل نمایند. در این باب قدغن دانند فی تاریخ محرم الحرام سنه 1046جماعت کهنه فروشان وکهنه چینان وجاعتایینه داران وریگ بندان وجماعت گاوگله بانان وچوپانان وجماعت ماماچکان وآسیابان و ساربانان وسورمالان و دشتبانان و ترک طیبان و حرامان ولش کشان و...
لوحه ای به خط رقاع در داخل رواق پنجم در ضلع شمالی حیاط مسجد می باشد و تاریخ آن اول رجب سال 921است. این کتیبه تا بحال خوانده نشده و برخی از واژه ها آسیب دیدهاست.
مضمون کلی آن مربوط به زمان فرمانروایی امیر سلطان (919-921)هجری قمری بر قاین بوده که از سوی شاه اسماعیل صفوی به این مقام منصوب شده بود.
مسجد جامع قاین به عنوان یک اثر مهم تاریخی و مذهبی و خصوصیات معماری با نبوغ به شماره 295در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته است.لازم است از آسیبهای انسانی و طبیعی در امان بماند و طرح ساماندهی اطراف آن به اجرا در آید.  


مسجد جامع قبل از اسلام

 

آرامگاه ابوذر جمهر قاینی   

حکیم ادیب ،فرزانه ،سیاستمدار و شاعر سده چهارم و ربع اول پنجم قمری است . تدبیر و خرد او موجب رشد ایران در عصر غزنویان ،و فکر صائب و قریحه ناطق او مبتکر فنون معانی و بیان بود . حکمت و تدبیر او موجب گردیده بود که نه ارباب سیاست ،خود را از او بی نیاز بدانند و نه اهل علم وادب . بدین دلیل سلطان محمدو غزنوی وپسرش سلطان مسعود غزنوی وی را به امارت آل ناصر منسوب نمودند . از تدبیر و اندیشه او برای رشد ایران در عصر خویش بهره بردند. ابو منصور در قاین به دنیا آمد و نسب او منصور یه از خاندان های شریف و بزگوار و معروف قاین بود . وی احتمالا برادر محمد بن ابراهیم قاینی از سیاستمداران غزنوی باشد که تا عصر بهرامشاه در قید حیات بود چناچه نظامی عروضی که خود از بزرگان و شعرا ء نیمه اول قرن ششم هجری است . اورا در ردیف عنصری ،عسجدی ،فرخی ،منوچهر دامغانی ،ابو حنیفه اسکافی ،ابوالفرج رونی و مسعود سعد سلمان ذکر نموده که هر یک مایه افتخار ایران و معرف ایرانیان به فضل و ادب در نزد عالم اند حتی نام ابوذر جمهر را بر چهار ادیب بزگوار اخیر مقدم داشته و بقاء ملوک آل ناصر را به او و امتالش نسبت داده اند . ثمالبی معاصر بوذر جمهر متوفای ۴۲۵ هجری قمری در بیانش می نویسد L (ابو منصور قسیم بن ابراهیم القابی اللقب به بزرجمهر  شاعر مفلق ،مبدع بالساتین من شعرا ءالسلطان الاجل مسعود بن مسعود بن محمود الغزنوی دام الله تعالی ملکه
شاعری روشنگر  فماهر و مبتکری است که به دو زبان عربی و فارسی شهر می سراید . از شعرای در بار سلطان اجل سلطان محمود و مسعود غزنوی می باشد. آنگاه ابیاتی از سروده های وی را به زبان عربی در یتیمه  الدهر نقل کرده و مورد تحسین و تمجید قرار می دهد . و این دو بیت که در صنعت تازی و لغت حجازی آورده از نتایج طبع و نسایج خاطر او چنین نثل می کند .
ز اینک تبغی یسوء الصنیع                                 ثناء جمیلا مسوقا الیکا
و تغل قبل الضیوف الیدین                                  کانک تغسل منهم یدیکا
محمد بن عوقی تذکره نگار دیگری از سده ششم درباره منزلت او گفته است : ((در نوبت آل ناصر ریاض عمارت ،وبساتین فضل بدو ناظر بوده ودیده آمل ارباب هنر به وی ناظر ،در صدف طبع او به هر دو بیان مقبول است و غریز فکر بکر اودر هر دو لغت منقول ))
مورخ دوران آل ناصری رضا قلی خان هدایت درباره بوذر رجمهر نوشته است ))وی از امرای سلطان محمود غزنوی (۳۸۷-۴۲۱) بوده ،به تازی و فارسی اشعار دلکش مشتمل بر مضامین خویش می داشته ))آقای دکتر مظاهر مصف در ذیل سخن هدایت می نویسد : ((نام و نصب او چنانکه در لباب الباب و تتمه الیتیمه آمده است ابونصر ،بوذر جمهر قسیم بن ابراهیم القاینی است))شمس قیس رازی در بخش ابتکارات و نوآوری های شعرای گذشته و تحولاتی که در ادب پارسی ایجاد نموده اند از بوذر جمهر قیسمی و امثال ایشان احداث  کرده اند)). ذیح الله صفا نویسنده تاریخ ادبیات ایران می گوید ((منظور از قیسمی ،همان قسیم بن ابراهیم القاینی است که وی در علم عروض استاد بوده و مبتکر و در این زمینه نوآوریهایی داشته است))نویسنده نامه دانشوران خراسان می گوید : (ابومنصور قسیم بن ابراهیم در کار امارت لشکر محمود غزنوی وپسرش بود  شعر گفته است) علامه محمد بن عبدوالوهاب قزوینی ابوذر جمهر را از پیشکسوتان علم نقد شعر و عروض و قوافی دانسته . از اشعار فارسی اوست:
فضل و ادب در نزد ملل عالم اند حتی نام ابوذر جمهر را بر چهار ادیب بزگوار اخیر مقدم داشته و بقاء ملوک آل ناصر را به او و امثالش نسبت داده اند . ثعالبی معاصر بوذر جمهر متوفای ۴۲۵ هجری قمری در بیانش می نویسد(ابومنصور قسیم بن ابراهیم القاینی) اللقب به بزرجمهر شاعر مفلق ،مبدع باللساتین من شعراءالسلطان الاجل مسعود بن محمود الغزنوی دام الله تعالی ملکه
شاعری روشنگر ،ماهر و مبتکری است که به دو زبان عربی و فارسی شعر می سراید  از شعرای دربار سلطان اجل سلطان محمود و مسعود غزنوی می باشد . آنگاه ابیاتی از سروده های وی را زبان عربی در یتیمه الدهر نقل کرده و مورد تحسین و تمجید قرار می دهد . واین دو بیت که در صنعت تازی و لغت حجازی آورده از نتایج طبع و نسایج خاطر او چنین نقل می کند .
رایتک تبغی الصنیع                                                  ثناء حمیلا مسوقاالیکا
و تغسل قبل الضیوف الیدین                                    کانک تغسل منهم یدیکا
محمد بن عوفی تذکره نگار دیگری از سده ششم درباره منزلت  او گفته است .(در نوبت آل ناصر ریاض عمارت ،ویساتین فضل بدو ناظر بوده و دیده امل ارباب هنر به وی ناظر ،در صدف طبع او به بیان مقبول است و غزیر فکر بکر او در هر دو لغت منقول )مورخ دوران آل ناصری قلی خان هدایت درباره بوذر جمهر نوشته است (وی از امرای سلطان محمود غزنوی (۳۸۷-۴۲۱)بوده ،به تازی و فارسی اشعار دلکش مشتمل بر مضامین خویش می داشته )اقای دکتر مظاهر مصف در ذیل سخن هدایت می نویسد :(نام ونص۲ب  اوچنانکه در لباب الباب و تتمه الیتیمه آمده است ابومنصور ،بوذر جمهر چنین یادنمود ه: (بحور مستحدث که عروضیان عجم ، چون بهرامی سرخسی و بوذر جمهر قیسی و امثال ایشان احداث کرده اند ...). ذبح الله صفا نویسنده تاریخ ادبیات ایران می گوید :منظور از قیسمی ،همان قیسم بن ابراهیم القاینی است که وی در علم عروض استاد بوده و مبتکر و در این زمینه نوآوریها یی داشته است )
نویسنده نامه دانشوران خراسان می گوید (ابومنصور قسیم بن ابراهیم در کار امارت لشکر محمود غزنوی و پسرش بود . شعر نیز می گفته است.).علامه محمد بن عبدوالوهاب قزوینی ابوذر جمهر را از پیشکسوتان علم نقد شعر و عروض و قوافی دانسته . از اشعار فارسی اوست :
آن پسته سر گشاده را ببین                                       آورده به دست بر به صد ناز
چونان که دهان ماهی خرد                                         آنگه کند ز تشنگی باز
در میان سرای آن مهتر                                              که همه فخر ما به خدمت اوست
دیگ روئین آب پنداری                                                دیده عاشقت در دل اوست
جهان آن طلعت سلطان اعظم                                         نگار اندر نگار اندر نگار است
ز نعل مرکباتش شرق تا غرب                                       غبار اندر غبار اندر غبار است
ز لاله کوه را وز گل چمن را                                            نثار اندر نثار انر نثار است
نمونه ای از شعر حکیم بوذر جمهر به زبان تازی
لقد حال دون الورد برد مطاول                                 کان سعود اغیبت فی مناحس
و حجب فی الثلج الربیع  و حسنه                              کما اکان فی بیض ،فراخ الطواوس
سرمایی طولانی بین گل فاصله انداخته گویا کیاهان در پرده پنهان شده اند.بهار با زیبا یش در میان برفها پو شیده ماند آنچنان که جوجه طاووسها ،در میان تخم خویش  واین بیت را به صورت دلنشین در هجو مشرکان سروده:
بخلتم فود المشرکان لو                                                     انهم قذور کم کیلا تمسهم النار
شما بخل ورزید در حالی که مشرکان دوست دارند، در بدن شما بوده بدین سبب از آتش سوزان رهایی یابند. یعنی وقتی که مشرکان چنین حالتی را داشته باشند داخل شکم مومنان اند و مومنان به آتش سوزانده نخواهند شد.
بوذرجمهر قاینی در فلسفه وحکمت و طب و ریاضیات و سایر فنون معمول دست داشته و یا حداقل بی اطلاع نبوده است.لقب
بوذر جمهر شاید قرینه ای بر این ادعا باشد.آقای سعیدزاده نویسنده کتاب تاریخ قاین معتقد است که کتاب تعبیر خواب و حکمت متعلق به همین بزرجمهر قاینی است.این ادعا قابل اثبات نیست زیرا ثعالبی که هم عصر وی بوده نامی از آثار او نبرده.ذکر جمیل این شاعر بزرگ در کتاب المعجم تالیف شمس الدین محمد بن قیس رازی آمده است.

 

حكیم ابوذر جمهر قاینی سیاسد مدار، ادیب ، عارف و شاعر اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری قمری است كه در دربار سلطان محمود غزنوی خدمت می كرده است. وی به دو زبان فارسی وعربی سخن می گفته و از وی اشعار و قصیده های به جان مانده كه قصیده بهاریه او از شهرت خاصی برخوردار است.مقبره حكیم ابوذر جمهر در فاصله ۴ كیلومتری جنوب غربی شهر قاین در دامنه كوهی مرسوم به كوه ابوذر قرار دارد. بنای مقبره كه از بناهای قرن ششم و هفتم هجری است به فرم چلیپایی و با معماری زیبا ساخته شده است .

 
 
آرامگاه ابوذر جمهر قاینی قبل ازاسلام
 
 
 

 امید وارم از شهر ما دیدن نمایید.