تبلیغات
پایگاه مقاومت بسیج دانش آموزی - نقش بسیج در نهضت تولید علم

پایگاه مقاومت بسیج دانش آموزی

دوشنبه 4 بهمن 1389

نقش بسیج در نهضت تولید علم

نویسنده: . امین زاده   

 

بحث جنبش نرم افرازی را با طرح چند سوال آغاز

 می کنم:

 1- آیا اصولا چیزی به نام علم اسلامی وجود

دارد؟

2- آیا تولید علم اسلامی یک ضرورت به شمار

     می رود؟

3 - آیا می توان علم رابه اسلامی و غیر اسلامی

تقسیم کرد؟    

4- یا اینکه علم،نه اسلامی است ونه ضد

اسلامی،بلکه موضوعی است که ازحوزه دخالت دین

خارج است؟

 

 

 

 

 

بحث جنبش نرم افرازی را با طرح چند سوال آغاز می کنم.آیا اصولا چیزی به نام علم اسلامی وجود دارد؟آیا تولید علم اسلامی یک ضرورت به شمار می رود؟آیا می توان علم رابه اسلامی و غیر اسلامی تقسیم کرد؟یا اینکه علم،نه اسلامی است ونه ضد اسلامی،بلکه موضوعی است که ازحوزه دخالت دین خارج است؟

ازآنجا که ما معتقد به علم اسلامی هستیم یکی ازضرورت های بقا وتوسعه انقلاب اسلامی را تولید نرم افزارهاوعلوم دینی برای اداره جامعه می دانیم. اعتقاد به اداره اسلامی جامعه با انکار علم اسلامی ،سازگاری ندارد وبسیار شگفت انگیزاست که عده ای به حکومت اسلامی معتقدند اما اعتقادی به علم اسلامی ندارند . برخی اساسا حکومت اسلام را در عرصه زندگی اجتماعی نمی پذیرند ومعتقدند در عرصه حیات اجتماعی، عرصه دینداری ، عبادت و پرستش خدا نیست.

یکی دیگر از ضرورت ها، حرکت به سمت تولید علم اسلامی است،.به اینکه اگر در مقیاس جهانی آرمان هایی را پدید آوردیم و باید آن را به پذیرش جامعه جهانی هم برسانیم وهویت تمدن اسلامی را در جهان شکل دهیم، درگام بعد باید به دنبال ایجاد یک هوشمندی متناسب با پذیرش جامعه جهانی،باشیم. بنابراین راهی طولانی پیش روی ما است و ما درنقطه آغازین آن قرار داریم.

درحال حاضر،میان عقلانیت مذهبی جامعه وعقلانیت تجربی و نظری هماهنگی وجود ندارد و این دو دارای دو روش محاسبه متفاوت می باشند.تفاوت های موجود در ساختار جامعه دینی،ناشی از همین تفاوت است؟اگر چنین ضرورتی پذیرفته شود پرسش اینجاست که جایگاه بسیج در تولیدعلم اسلامی و تحقق حرکت عمومی به سمت تولید علم کجاست؟

باید به این نکته توجه داشت که وقوع یک انقلاب فرهنگی نیازمند تعریف یک نظام برنامه ریزی و سازماندهی شده برنامه است.البته سازمان نیز شامل سطوح مختلفی از فعالیت ها است.به عنوان مثال ،در یک درگیری نظامی،سطوح مختلفی از فعالیت ها وجود دارد که هر سطح،به میزان نسبی از توان،کارآمدی و فناوری برخوردار است.در ساز وکار فرهنگی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.

سطوح فعالیت های فرهنگی مورد نیاز برای ایجاد «نهضت نرم افزاری» متفاوتند و بسیج پیکره گسترده ای است که همه لایه های جامعه را در برمی گیرد . پس می توان ارتباطی تنگاتنگ بین این حرکت و بسیج تعریف کرد.بسیج فرهنگی در حوزه های مختلفی چون دانشگاهها ،تحت عنوان بسیج دانشجویی واساتید و در مدارس تحت عنوان بسیج دانش آموزی وجود دارد. حرکت بسیج باید متناسب با جایگاه خویش ونیازهای مرحله ای انقلاب اسلامی باشد.

اگر بسیج دانشجویی،اساتید و دانش آموزی فعال شوند، فرهنگ سازی وتولید علم نیز امکان پذیر خواهد شد.برای این کار، تلاش های بسیاری باید صورت گیرد.

از جمله این اقدامات،نقدعلمی (نه سیاسی) است.تمدن غرب باید به صورت جدی مورد نقد علمی قرار گیرد وبا ادبیات علمی،بحران های پیش روی این تمدن وعدم کارآمدی آن در حل این بحران ها بیان گردد.

این کار علمی دقیقاً نقطه مقابل اقداماتی است که دشمن انجام می دهد وتلاش دارد ثابت کند دین در عرصه تمدن سازی و رفع نیازهای اجتماعی،کار آمدی ندارد.از این رودر برابر،باید اثبات کرد که تمدن غرب ، توان پاسخگویی به نیازهای اجتماعی بشر را ندارد .این کار،نیازمند یک تلاش جدیدعلمی است باید ثابت کرد که تامین سعادت بشر در گرو هدایت اسلامی است.اما این اقدام باید با ادبیات وشیوه های کاملا علمی صورت گیرد.این تلاش علمی نیازمند پژوهش بسیار گسترده ای در عرصه های مختلف است.

با این وصف، نقد علمی غرب در ابعاد گوناگون سیاسی ،فرهنگی واقتصادی، امری ضروری وپیش روی ماست و به نظر می رسد بسیج دانشجویی توان انجام این مسئولیت را دارد.در حال حاضر،غرب با شیوه های گوناگون به نقد علمی ادیان الهی ،توحید، اسلام ناب و کارآمدی آن در حل نیازهای بشری دست زده است.در دو دهه اخیر،انقلاب اسلامی ایران در دوحوزه مورد انتقاد واقع شده است.

حوزه نخست نقد آرمان ها وایده های انقلاب اسلامی است که گاهی به فلسفه سیاسی انقلاب تعبیر می شود وایشان با نقدایدئولوژی انقلاب که مباحث فراوانی پیرامون آن صورت گرفته است به طرح سوالاتی از این قبیل می پردازد که آیا اصولا قالبی به نام حکومت اسلامی وجود دارد؟آیا اسلام می تواند در عرصه حکومت به توفیق دست یابد؟ و مانند آن این نقد های جدی با اشکال گوناگون بر ضد انقلاب اسلامی ایران،در حال انجام است.

حوزه دوم اما عرصه نقد دیگر که جدی تر است،بحث از کارآمدی انقلاب اسلامی در حل مشکلات اجتماعی بشر است که با ادبیات علمی از سوی آنها مورد نقادی قرار می گیرد.متفکران تمدن مادی درصددند از نظر علمی ثابت کنند تحقق این ایده ها ممکن نیست.آنها انقلاب اسلامی را به ذهن گرایی و ایده پردازی متهم می سازند. از این رو چالش پیش روی ما در این مرحله،نقد علمی انقلاب اسلامی است. پاسخگویی به این نقد،نیازمند هوشمندی وعقلانیت است واین امر،رسالت عالمان جامعه در دو نهاد حوزه و دانشگاه را دوچندان می سازد..

گام دیگر که مهم تر اما دوردست تر است،ایجاد مفاهیم جدید در اداره امور جامعه می باشد. بنابراین برداشتن این سه گام ضروری است:

۱) نقد جدی علمی نسبت به بنیان های ساخته شده توسط دشمن؛

۲) پاسخ علمی به شبهات دشمن؛

۳) ارائه راهکاری های جدید با هدف توسعه گسترده ونفوذ اسلام درمقیاس جهانی،منطقه ای و ملی؛

برای حرکت به سوی این آرمان،به فرهنگسازی و احیای هویت خودی نیاز است.باید نشان داد که ما توان پیمودن این راه را داریم.

در هر حال برای حرکت به سوی نهضت نرم افزاری و تحقق علم اسلامی، باید در وهله اول با تحقیری که غربیها ایجاد کرده اند مقابله کرد. این رویارویی هنوز به اندازه کافی در عرصه ادبیات علمی اتفاق نیفتاده است.این حرکت بر عهده بسیج ،به ویژه بسیج حوزه و دانشگاه است که روزنه های نفوذ فرهنگی دشمن را مشاهده و به شیوه ای علمی با آن مقابله کنند.